الشيخ رسول جعفريان وديگران
179
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
توجهى نشان نمىدادند و توجه به اسناد بعدها در دستور كار قرار گرفت ، و دليل مىآورد كه عبد الملك از عروة بن زبير سؤالى پرسيد و عروه جواب او را بدون اسناد نوشت . به اين ترتيب روشن مىشود كه اسناد بعد از اين دوره مورد توجه قرار گرفته و محدثان از اين به بعد جاهاى خالى را با اسنادها پر كردند . به اين معنى كه آنها در نگارش نقل ، از « پايين به بالا » - اگر به كار بردن چنين تعبيرى درست باشد - شروع كردند ، نه به شكل طبيعى آن ، كه تسلسل از ابتدا تا آخر باشد و مستشرقان از روى بىانصافى ، راويان حديث را متهم مىكنند كه آنها بعد از قرن اول ، سلسله اسنادهاى حديث را ساختهاند و دليلشان اين است كه با مقايسهء روايت سيره و نقل حديث ، به اين نتيجه رسيدهاند . اميدوارم كه به كار بردن اسناد ، كار ابن اسحاق را تفسير كند ؛ زيرا در فهم مسأله اسناد در حديث مفيد خواهد بود و روشن است كه اين كار با ارزش است . دكتر عبد العزيز دورى : من با استاد نجار همعقيده هستم كه مالك در بررسى سيره ، از روش ابن اسحاق به نقل قول از قصهگويان ، يهوديان و مسيحيان و آوردن نقلهاى ضعيف راضى نبود . در واقع ، ابن اسحاق ، با اين كار از روش مكتب مدينه خارج شد ؛ اما من به موقع مناسب ، علت درگيرى مالك با ابن اسحاق و توصيف او به دروغگو ( دجال ) را بيان خواهم كرد . اما در مورد سخن دكتر مراد كامل ، كه ابن اسحاق در شروع كتاب مبتدأ از روش يونانيان يا يوحناى مصرى تأثير پذيرفت ، من دليلى بر اين سخن نمىبينيم و ثابت شده است كه قبل از او ، وهب بن منبّه به اين كار همت گماشت و ديگر اين كه منابع مبتدأ با اسرائيليات و مسائل پراكنده از دوران قديم و قصههاى عرب قديم آميخته بود و ابن اسحاق تا حد زيادى بر كار وهب تكيه كرده بود ، كه اين از اقتباسات زيادى كه در تفسير طبرى به نقل از ابن اسحاق آمده ، روشن مىشود . همچنين ثابت شده است كه ابن اسحاق با مغازى شروع كرد و در توسعه آن به مبتدأ پرداخت . دكتر امين خولى به مسأله مهمى اشاره كرده است كه ناگزيرم به طور خلاصه بر آن حاشيهاى بزنم . به نظر مىرسد كه ابن اسحاق با اخذ مطالب از اهل كتاب و قصهگويان و با اقتباس اشعار ساختگى بسيار ، منابع معلومات خود را افزايش داده است . آيا اين امر را با روحيه اجتماعى وى و تمايل روز افزونش به شنيدن قصهها و با عنايت او به بررسى تاريخ به صورتى مستقل از حديث و نيز گرايش او به افراط در پرداختن به سيره - كه با گذشت